![]() |
![]() |
|
| زمانه کاسب دکان می فروشم کرد... |
|
می فروشان!
لحظه ای تأخیر باید،
تا که پیر پیرهن چرکینمان از در بیاید.... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 0:47 توسط حسین منتظری |
|
|
نوبت من نیست!
اماچون مهلت نفر بعد تمام شده لا جرم من هم باید بروم!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 15:45 توسط حسین منتظری |
|
اين نبض قبر کيست که تا ماه می رود؟
اشک از برای چيست که ناخواه می رود؟
اين درد قلب کيست که در کوچه ها روان
تا آسمان به پای غمش راه می رود؟
گويی صدای آتش در را شنيده است
شمعی که سوی آتش اکراه می رود!
از درد دود و مادر آتش گزيده ام
قلبم به پای آتش جانکاه می رود
روزی شنيده ام که ز نامرد روزگار
ميخی فرو به مادر هر آه می رود!
اشک است کز دو چشم علی مي چکد چنين؟
يا خون ميخ در که به اين چاه می رود؟
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 15:33 توسط حسین منتظری |
|
|
چشمش به من آموخت در آن مهمانی
قلبم همه جا ابر شود ... بارانی
درسی که به من داد جوابش این بود
کم دوست بدارید ولی طولانی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 19:47 توسط حسین منتظری |
|
|
شبي به چشم خدايم نگاه می کردم و با کمال وقاحت گناه می کردم برای اينکه تو راحت گناه رقصانی تمام پنجره ها را سياه می کردم
به لحظه ای هوس و ذره ای نگاه حرام
سکوت مطلق شب را تباه می کردم
بهشت ـ آدم و حوا ـ درخت سيب و گناه
خدای من! همه جا اشتباه می کردم
به نام سيب وليکن به کام حوا بود
اگر بساط دلی رو به راه می کردم
هنوز در پی آن سيب سرخ می گردم بهانه ای که به اسمش گناه می کردم! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 19:57 توسط حسین منتظری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اذا اراد الله بعبد خیراً
قد قذف فی قلبه حب الحسین |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
| پیوندها |
|
آیت الله خامنه ای چایخانه(سید) عشاق الحسین به نام او که زندگی از او رنگ می گیرد بادبادک باز(سید محمد باقر موسوی) |
|
RSS
|