تبليغاتX
می فروش
زمانه کاسب دکان می فروشم کرد...

  من يک جزيره بوده ام از عشق تا جنون

 

  ساحل ترين کرانه برای عبور خون

 

  يک بی کرانه وسعت دريای درد بود

 

  از مرز اين جزيره متروک تا جنون

 

  تقسيم عادلانه جغرافيای صبر

 

  از اين جزيره ساخته يک کوه تا کنون

 

  تقديم عاشقانه دريا به آسمان

 

  اين راز انتظار، همين سقف بی ستون

 

  با جذر انتظار و با مد يک حضور

                

  يک سيزده ستاره و يک  ماه با شگون

  

                                                    

  درياست راه ماه، همين جا کنار ما          

 

  ما هم همان جزيره کوچک، همان سکون

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 0:51  توسط حسین منتظری | 

 

خورشيد پشت پنجره پيدا نمی شود

 

بی خود نگرد! پنجره ها وا نمی شود!

 

با توست روی شعر و غزل، دل! گناهکار!

 

غم می شود، گناه که حاشا نمی شود

 

"ای سيب غلط زنان در ميان رود"

 

از دل شکايتی به تو آيا نمی شود؟

 

هر کار خواست کرد دلم، من ولی سکوت

 

حالا ولی سکوت؟!... دريغا! نمی شود

 

هر شب که توبه کرد همان شب گناه کرد

 

فردا بدون توبه که فردا نمی شود

 

هر کس که يک کرشمه نشان داد، خام شد

 

در يک زمين که چند خدا، جا نمی شود

 

يوسف که نيستی که زليخا بخواهدت

 

هر کس به خواستن که زليخا نمی شود!

 

او از تو سيب خواست تو ديگر چرا؟ چرا؟

 

آدم که خام خواهش حوا نمی شود

 

اين شعر، اين غزل، نه! به دردم نمی خورد

 

قلبی که عاشق است، مداوا نمی شود!

 


*با عرض سلام و عذر خواهی از اینکه چند روزی نیستم.انشا الله فردا عازم مشهد هستم

و شب عید مبعث دعا گوی همه شما عزیزان در کنار بارگاه حضرت خواهم بود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 11:54  توسط حسین منتظری | 

 

 من پشت چشمانت قفس را لمس کردم

 

 معنای «جز تو هيچ کس» را لمس کردم!

 

گفتی: «عزيزم دوستت دارم» همانجا

 

آری! همانجا من قفس را لمس کردم!

 

گاهی سکوتت از گناهی حرف می زد

 

من در نگاهت اين هوس را لمس کردم

 

شايد گناهم سيب، شايد هم تو بودی

 

انگار من حجمی عبس را لمس کردم

 

در سينه گاهی اين نفس از ترس می مرد

من نیزاین مرگ نفس را لمس کردم

این لمس صدها بوسه از یک لب هنر نیست

 

زيرا لبی در دسترس را لمس کردم

 

هر وقت از پشت قفس پرواز کردی...

 

آنجا بگو صاحب قفس را لمس کردم!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 9:18  توسط حسین منتظری |