![]() |
![]() |
|
| زمانه کاسب دکان می فروشم کرد... |
ديدم که چه با حوصله می سوخت در آتش
او ساکت و بی هلهله می سوخت در آتش
انگار که بين من و او فاصله ای بـــــود
ای کاش که اين فاصله می سوخت در آتش |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 0:57 توسط حسین منتظری |
|
حرف از ورود سبز تو هر بار می شود
انگار در به روی تو ديوار می شود
عکسی که از تو در دل خود قاب کرده ام
اين بار روی آينه تکرار می شود
هر دفعه بين پنجره ها ناز می کنی
قدری گناه، روی دلم بار می شود
آری گناه دل به همين سادگی...،نگاه!
با يک نگاه،قلب گرفتار می شود
تا نام عشق روی گناه است اين چنين معنای عشق خود به خود انکار می شود!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 14:50 توسط حسین منتظری |
|
|
اگر مائیم و یک بهشت و حتی یک شاخه سیب باز هم بر آن شاخه سیبی نخواهد ماند!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 11:27 توسط حسین منتظری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اذا اراد الله بعبد خیراً
قد قذف فی قلبه حب الحسین |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
| پیوندها |
|
آیت الله خامنه ای چایخانه(سید) عشاق الحسین به نام او که زندگی از او رنگ می گیرد بادبادک باز(سید محمد باقر موسوی) |
|
RSS
|