![]() |
![]() |
|
| زمانه کاسب دکان می فروشم کرد... |
من پشت چشمانت قفس را لمس کردم
معنای «جز تو هيچ کس» را لمس کردم!
گفتی: «عزيزم دوستت دارم» همانجا
آری! همانجا من قفس را لمس کردم!
گاهی سکوتت از گناهی حرف می زد
من در نگاهت اين هوس را لمس کردم
شايد گناهم سيب، شايد هم تو بودی
انگار من حجمی عبس را لمس کردم
در سينه گاهی اين نفس از ترس می مرد من نیزاین مرگ نفس را لمس کردم این لمس صدها بوسه از یک لب هنر نیست
زيرا لبی در دسترس را لمس کردم
هر وقت از پشت قفس پرواز کردی...
آنجا بگو صاحب قفس را لمس کردم!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 9:18 توسط حسین منتظری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اذا اراد الله بعبد خیراً
قد قذف فی قلبه حب الحسین |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
| پیوندها |
|
آیت الله خامنه ای چایخانه(سید) عشاق الحسین به نام او که زندگی از او رنگ می گیرد بادبادک باز(سید محمد باقر موسوی) |
|
RSS
|